آگهی بالای اسلایدر صفحه اصلی

نوشته فریبا محمدیان در رثای سید و آقای شهیدان وطن

آگهی 11

آگهی 11

تیتر اول-فریبا محمدیان”، معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان در آستانه مراسم تشییع و وداع قائد شهید امت دلنوشته‌ای منتشر کرد.

به گزارش پایگاه خبری وزارت ورزش و جوانان، در متن دلنوشته فریبا محمدیان، معاون توسعه ورزش بانوان وزارت ورزش و جوانان آمده است:

بسم الله الرحمن الرحیم

و اکنون …

گویی زمین در اندوهی ژرف، گام‌هایش را آرام‌تر کرده است.

این روزها، شهر دیگر تنها مجموعه‌ای از خیابان و میدان نیست؛ هر کوچه، رودی از دلتنگی است و هر گام، روایتی از وفاداری.

مردمی آمده‌اند تا آخرین سلام را به مردی بگویند که سال‌ها، قامتِ استوار ایران بر شانه‌های حکمت، ایمان و صبر او تکیه داشت، امروز بر دوش این ملت، تنها پیکرِ مطهر یک شهید جاری نیست؛ گویی قلبِ ایران است که تا پایان تاریخ، با شکوهی آمیخته به اشک، تا افق بدرقه می‌شود.

سنگینی این وداع، نه از فقدان که از عظمتِ جای خالیِ پدری است که سایه‌اش، مأمنِ آرامِ دل‌های نه یک ملت و کشور که مردم آزاده جهان بود. بعضی مردان در وسعتِ یک زمان نمی‌گنجند. تاریخ برای آنان خانه نیست، تنها گذرگاهی است تا بذر عزت را در جان‌ها بکارند.

سید شهیدان ایران، سرزمین اسطوره‌ها از همین تبار بود؛ آمد تا به یک ملت، معنای ایستادگی و امید را بیاموزد و آنگاه، با نشانِ سرخِ شهادت، از خاک به افق‌های جاودانگی عروج کند.

این عروج، در حقیقت پیروزی همان حقیقتی بود که هرگز نتوانستند بر آن چیره شوند، چرا که روزی در صدد بودند حقیقت را زیر پای سم اسبان پنهان کنند و امروز در هزاره سوم و در عصر تکنولوژی، توهم داشتند که حقیقت زیر باران موشک‌ها و بمب‌ها، نه تنها پنهان، بلکه نابود می‌شود، اما زهی خیال باطل و در همین تقابل میان توهم دشمن و حقیقتِ ماندگار، چهره‌ی او نورانی‌تر شد و نامش ماندگارتر.

رهبر فرزانه‌ای که اقتدار و صلابت را نه در کلام، بلکه در عمل به نمایش گذاشت و پدری را نه در نسبت، که در مهرِ بی‌دریغ به فرزندان این سرزمین یافت و هرگاه سخن از دختران ایران به میان می‌آمد، روشنیِ امید در نگاهش موج می‌زد.

او باور داشت که شکوه ایران، تنها در مرزهای جغرافیا خلاصه نمی‌شود، بلکه در اراده‌ دخترانی متجلی است که با ایمان، نجابت و استقامت، پرچم این سرزمین را بر بلندای جهان به اهتزاز درمی‌آورند.

او می‌دانست هر سکوی قهرمانی، تنها یک پیروزی ورزشی نیست، بلکه تجلیِ عزتِ زن ایرانی و شکفتنِ ظرفیتِ نسلی است که آینده این سرزمین را با ایمان و غیرت خواهد ساخت.

در هر مدال طلایی، درخششِ ایمانِ زنانِ این خاک را می‌دید و حامیِ بی‌صدا اما استوارِ تمام کسانی بود که در سکوت، برای سربلندی ایران می‌جنگیدند.

امروز، بانوان ورزشکار ایران، بیش از همیشه، جای خالی آن نگاهِ پدرانه را احساس می‌کنند؛ نگاهی که خستگیِ سال‌ها تلاش را با لبخندی گرم به امید بدل می‌کرد و هر افتخار فردی را، افتخارِ تمام ایران می‌دانست. این بدرقه، تنها بدرقه یک پیکر نیست؛ تشییعِ یک عصر است. اشک‌ها، زبانِ بیعت هستند و گام‌ها، عهدی دوباره با راهی که به خون امضا شد.

هر قدم گواه آن است که مردان خدا با رفتن، از میان مردم نمی‌روند، بلکه در رگ‌های تاریخ جاری می‌شوند.

سلام بر تو، ای آقای شهیدان و پدر ایران… . تو از چشم‌های ما پنهان شدی، اما از دل‌های ما هرگز.

تا وقتی پرچم ایران بر قله‌های افتخار برافراشته است، تا وقتی دختری از این سرزمین با غرور بر سکوی قهرمانی می‌ایستد و تا وقتی نام ایران با عزت در جهان طنین می‌اندازد، نفسِ حضورت در این سرزمین جاری است .

و چه با شکوه است مردی که در قامتِ یک رهبر زیست، در وسعتِ یک پدر مهر ورزید و در بلندای شهادت، به‌عنوان آقای شهیدان، جاودانه شد.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.